تبليغاتX
اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

مهدیا امدنت دیر شده به خدا عاشق تو پیر شده

حکومت اولیه امام زمان (عج)

حکومت اولیه امام زمان (عج)

 

چکیده:

نوع نگاه ما به آخرالزمان تأثیر مستقیم بر نحوه توصیف ما از آن دارد. لذا انتخاب یک منظر صحیح برای پرداختن به موضوعات آخرالزمانی امری اساسی است. از جهتی، دو نوع نگاه نسبت به آخرالزمان وجود دارد. نگاه اول نگاهی دنیایی و مبتنی بر قوانین عالم مادی و وضعیت فعلی بشر بوده و نگاه دوم، نگاهی مبتنی بر تغییر قوانین و دیگر تغییرات عظیم در آخرالزمان می‌باشد. ما در این مقاله بر اساس نگاه دوم جلو می‌رویم. براساس این نگاه، مقاطع آخرالزمان در یک سیر مشخص و تکاملی پیش رفته و جایگاه هر مقطع نسبت به مقاطع دیگر معین می‌گردد. حکومت اولیه امام زمان (عج)، حکومتی مقدماتی است که پس از ظهور امام زمان (عج) و قبل برپایی کامل ملک عظیم اهل بیت (ع) واقع می‌شود. این حکومت در شرایطی تشکیل می‌شود، که امام (ع) به عنوان رکن جبهه حق حضور دارند. علاوه بر اینکه در زمان این حکومت، جبهه باطل به فرماندهی ابلیس، خود را برای رویارویی‌های بعدی با جبهه حق آماده می‌کند. مد نظر قرار دادن جایگاه زمانی این حکومت نسبت به دیگر مقاطع آخرالزمان، به ما در تشخیص ابعاد مختلف آن کمک شایانی می‌کند. نظر به اینکه حکومت اولیه امام زمان (عج) پس از مقاطعی همچون «دخان مبین»، «شیوع رجعتها» «ظهور امام زمان (عج)» و قبل از مقاطع «نابودی بدان و بدیها»، «تحولات عظیم آسمان و زمین» و «ملک عظیم» آغاز می‌شود، می‌توان دریافت که: اولا: با توجه به اینکه یکی از اهداف عمده وقوع مقاطع آخرالزمان تعلیم و تربیت مستعدان لشگر حق است، در بستر این حکومت، بسیاری از تعلیم و تربیتهای تکمیلی و همچنین تعلیم و تربیتهای لازم برای مقاطع بعدی صورت می‌پذیرد. علاوه بر آن، آرمان دیرینه بشر برای تحقق قسط و عدل در این حکومت آغاز و مقدمه‌چینی می‌گردد. ثانیا: با حضور مادی انواع موجودات مثبت و منفی دخانی و برزخی و همچنین رجعت بسیاری از خوبان گذشته، همه این افراد مثبت تحت حاکمیت این حکومت قرار خواهند داشت. ثالثا: این حکومت در فضایی از ترکیب عالم مادی با عالم دخان و برزخ تشکیل می‌شود، لذا قوانین جاری در آن بدون در نظر گرفتن قوانین عوالم بالاتر بی معنا خواهد بود. رابعا: مفهوم «دولت حق» که در احادیث بدان اشاره شده است، با در نظر گفتن شواهد موجود، اشاره به حکومت اولیه امام زمان (عج) دارد و یا دقیقتر اینکه «حکومت اولیه امام زمان (عج)» بخش ابتدایی دولت حق است. یک نکته کلیدی دیگر که می‌توان از آن برای تبیین زوایای مختلف مقاطع آخرالزمان به طور عام و «حکومت اولیه امام زمان (عج)» به طور خاص، بهره برد، تشابه رفتارهای قوم بنی‌اسرائیل و همچنین سنتهای الهی مربوطه، با امت اسلام است. با استفاده از شواهد فراوان قرآنی و حدیثی اثبات می‌شود که نه تنها مسلمانان مانند یهودیان رفتار کرده و خواهند کرد، بلکه سنتهای الهی در امت اسلام بسیار شبیه سنتهای پیاده شده در قوم بنی‌اسرائیل است. با در نظر گرفتن این نکته اساسی و مقایسه روند مسائل مختلف قوم بنی‌اسرائیل می‌توان گفت که مقطع «حکومت اولیه امام زمان (عج)»، بسیار شبیه مقطع «حکومت داود (ع)» است. حکومت حضرت داود (ع) قبل از برپایی ملک بزرگ سلیمانی (ع) واقع می‌گردد، همانطور که حکومت اولیه امام زمان (عج) پیش از برپایی ملک عظیم اهل بیت (ع) تشکیل می‌شود. شواهد مختلفی از آیات قرآن و خصوصا احادیث اهل بیت (ع) حاکی از این مطلب‌اند. این شباهت در مسائلی همچون: خلافت، نحوه حکم کردن (حکم داودی (ع))، تسخیر اشیاء و موجودات و همچنین شباهت کلی روش امام زمان (عج) با داود (ع) است که در احادیث به صراحت بدان اشاره شده است.

   1- مقدمه

«آخرالزمان»، موضوعی است که ذهن بسیاری از محققین و اندیشمندان جهان را به خود مشغول کرده است. به طور کلی پرداختن به مبحث «آینده‌شناسی» در چهارچوب آخرالزمان شناسی، جذابیتهای فراوانی برای پیروان مکاتب مختلف داشته و دارد و این از آن روست که در بسیاری از منابع مکاتب موجود، در مورد آن صحبت شده، علاوه بر اینکه دانستن آینده و وقایع آن، همواره برای انسان جذاب بوده است. اما یک نکته اساسی در این میان وجود دارد و آن این است که از کدام منظر و زاویه دید باید به آینده و خصوصا آخرالزمان نگریست؟ افراد بسیاری در طول تاریخ تلاش کرده‌اند تا توصیف و تبیینی از وقایع آخرالزمان داشته باشند اما از کدام منظر؟

ما نیز می‌خواهیم در این مقاله به یکی از مقاطع آخرالزمان بپردازیم. اما از کدام منظر نگاه کنیم؟ ما برای شناخت هر چه دقیقتر  اینکه در این مقطع «چه خواهد شد؟»،  نیازمند اتخاذ یک منظر صحیح نسبت به موضوع هستیم چراکه نوع تبیین ما نسبت به صحنه‌های آخرالزمان مستقیما به منظر ما بستگی خواهد داشت.

دو منظر را می‌توان برای نگریستن به آخرالزمان طرح نمود:

1-     منظر دنیایی و مبتنی بر پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشری

2-     منظر تغییر قوانین و تحولات عظیم در آخرالزمان

                        

1-1 منظر اول؛ نگاه دنیایی

در منظر اول، فرض بر اینست که تحولاتی که در آستانه آخرالزمان و حتی پس از ظهور امام زمان (عج) رخ می‌دهد در چهارچوب قوانین مادی و دنیایی و متناسب با وضعیت فعلی بشر روی می‌دهد. بر این اساس، تعابیری که در احادیث (و حتی برخی از آیات قرآن) برای توضیح فضای آخرالزمان و ظهور بکار رفته‌، به مصداقهای دنیای امروز تأویل می‌گردد. نمونه‌های این مسئله فراوان است که در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود:

-         در توضیح واژه «دجال» که در احادیث به عنوان یکی از عناصر درشت جبهه باطل در آخرالزمان ذکر شده و تعابیری غیرعادی برای او مطرح گشته است، عنوان می‌شود که منظور از دجال، شبکه‌ گسترده رسانه‌ای غرب است که با ترفندهای مختلف سعی در انحراف و گمراهی انسانها دارد

-         یا در توضیح تعابیری که در احادیث در مورد نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان ذکر شده (اینکه با نگاه به کف دست راست خود خواست امام (ع) را متوجه می‌شوند و یا در کوتاهترین زمان خود را به ایشان می‌رسانند) عنوان می‌شود که منظور تجهیزات پیشرفته تکنولوژیک همچون موبایل است که یاوران از آنها بهره می‌برند و یا وسائل نقلیه بسیار سریع‌السیر همچون هواپیما و ... که از آن برای نقل و انتقال سریع استفاده می‌کنند.

علاوه بر این، با در نظر گرفتن این منظر، می‌بایست بسیاری از مسائل غیرعادی که در آخرالزمان رخ می‌دهد ( و در احادیث اهل بیت (ع) ذکر شده) را به عنوان معجزه و امری خارق عادت ذکر کنیم چراکه موارد متعددی وجود دارد که نمی‌توان آنها را با قوانین مادی توضیح داد. مانند: وقوع رجعت‌ها که از مسلمات اعتقادی شیعیان است و همچنین رؤیت برخی از ملائک همچون جبرئیل (ع) در زمان ظهور امام (ع).

حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت امام زمان (ع) نگاه کنیم، احتملا باید اینگونه نتیجه بگیریم که امام (ع) نیز همانند بسیاری از حکومتهای فعلی، تشکیلاتی را ایجاد می‌کنند که مثلا دارای سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است و در این حکومت بسیاری از تشکیلات حکومتی امروزی حضور خواهند داشت که البته به لحاظ تکامل عقول بشر و پیشرفت‌های علمی، نحوه اجرای قوانین و احکام به شکلی نو و به گونه‌ای خواهد بود که در راستای برقراری کامل عدالت باشد.

 

1-2 منظر دوم؛ نگاه آخرالزمانی

منظر دوم بر این فرض استوار است که دنیا در آخرالزمان و به تدریج، دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. این تغییرات هم از جنبه مادی و تحولات جهانی در کشورهای مختلف و در عرصه‌های گوناگون است و هم از جنبه قوانین حاکم بر عالم مادی. در این منظر، عالم، در چهارچوب یک سیر تکاملی در نظر گرفته می‌شود که مقطع آخرالزمان ( همانطور که از واژه آخرالزمان مشخص است)، زمان پایان یک مرحله (پایان دنیا) و آغاز مرحله‌ای دیگر است که با ظهور امام زمان (عج) و وقایع قبل و بعد از آن صورت می‌پذیرد و در راستای این سیر تکاملی، تحولاتی شگرف در پهنه آسمانها و زمین روی داده و قوانین عوالم بالاتر بر عالم مادی و اشیاء مادی حاکم خواهد شد.

البته قصد ما بر این نیست که در این مقاله به بیان دلائل صحت این منظر بپردازیم اما شواهد فراوانی از آیات قرآن، احادیث اهل بیت (ع) و سیر تاریخ بشر وجود دارد که نشان می‌دهد این سیر یک سیر کاملا منطقی و عقلانی است.

بر اساس این منظر، قوانین حاکم بر آخرالزمان و مقاطع پس از آن، با قوانین موجود دنیا تفاوت دارد و لذا نمی‌توان احادیث مربوط به آخرالزمان را بر اساس وضعیت فعلی تفسیر و تأویل نمود. مثلا:

- در توضیح «دجال» می‌توان گفت که با توجه به تغییر قوانین و ظاهر شدن عالم دخان (عالم اجنه و شیاطین) و برزخ، دجال نیز به همراه بسیاری از موجودات عجیب و غریب دیگر در عالم مادی ظاهر می‌شود و توصیفاتی که برای او ذکر شده براساس قوانین دخانی و برزخی کاملا قابل توضیح است.

- یا در توضیح نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان، به دلیل حاکم شدن قوانین برزخی بر عالم مادی، توانهایی همچون «طی‌الارض» و «نفوذ دید بسیار زیاد»، از توانهای رایج آن زمان خواهد بود که افراد متناسب با قوانین آن زمان، واجد آن می‌شوند.

حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت اولیه امام زمان (ع) نگاه کنیم، توصیف ما از آن به گونه‌ای کاملا متفاوت خواهد بود. واضح است که حکومت در فضایی از قوانین برزخی (و یا دخانی) فرق بسیار زیادی با حکومتهای فعلی بشر دارد، حتی اگر پیشرفتهای علمی و تکنولوژی را نیز در نظر بگیریم.

 

از مطالب فوق این نتیجه اساسی را می‌توان گرفت که

 نوع نگاه (منظر) ما نسبت به آخرالزمان اهمیت بسیار زیادی دارد.

 

1-3 منظر این مقاله

ما در ادامه این مقاله، منظر دوم را به عنوان منظر خود در نظر می‌گیریم و سعی می‌کنیم که نتایج بررسی‌های خود درباره حکومت اولیه امام زمان (ع) را در چهارچوب این منظر بیان نمائیم.

2- منظور از حکومت اولیه امام زمان (ع) چیست؟

در ابتدا این سؤال به ذهن می‌رسد که منظور ما از «حکومت اولیه امام زمان (عج)» چیست؟

در پاسخ باید گفت، همانطور که در مقدمه بیان شد، ما بر اساس منظور دوم، مقاطع آخرالزمان را بر مبنای یک سیر تکاملی و زمانبندی شده دنبال می‌کنیم. بر اساس این سیر، خروج امام زمان و در نهایت تشکیل حکومت و ملک نهایی ایشان، امری دفعتا و ناگهانی نیست، بلکه به تدریج و در چهارچوبی معین و حساب‌شده انجام می‌گیرد. لذا عاقلانه است که مراحلی را برای پیش و پس از مرحله «ظهور امام زمان(عج)» (که در آن جسم مبارک امام (ع) برای همگان آشکار می‌شود)، در نظر بگیریم که آیات قرآن و احادیث نیز این مسئله را تأیید می‌فرماید.

پس از یوم الله ظهور و آشکار شدن جسم امام (ع) در شهر مکه، و پیش از برپایی کامل ملک عظیم اهل بیت (ع)، با توجه به اینکه هنوز جبهه باطل به فرماندهی ابلیس لعین حضور دارد، لازم است که جبهه حق نیز که در رأس آن امام زمان (ع) قرار دارند، ساماندهی شود. به این فضایی که امام (ع) پس از ظهور خود ایجاد کرده و حکومتی مقدماتی تشکیل می‌دهند، «حکومت اولیه امام زمان (عج)» می‌گوئیم. این حکومت مقدمه‌ای است برای حکومت نهایی اهل بیت (ع).

  

3- جایگاه‌شناسی حکومت اولیه امام زمان (عج)

ما برای اینکه بتوانیم مقاطع آخرالزمان و من جمله مقطع «حکومت اولیه امام زمان (عج)» را بدرستی بشناسیم می‌بایست در ابتدا جایگاه این مقطع را نسبت به مقاطع دیگر و همچنین در راستای برنامه کلان خداوندی برای مقاطع آخرالزمان بشناسیم. با دانستن زمان شکل‌گیری حکومت اولیه امام زمان نسبت به کل مقاطع، بهتر می‌توانیم مشخصات و قوانین آن را دریابیم. اینکه بدانیم این حکومت در چه مقطعی از مقاطع «تغییر قوانین» در آخرالزمان قرار دارد کمک زیادی به فهم و درک زوایای مختلف آن می‌کند.

با توجه به ترتیب زمانی مقاطع آخرالزمان، که براساس آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) بدست می‌آید، درمی‌یابیم که حکومت اولیه امام زمان پس از مقاطعی همچون «اثرگذاری دخانی‌ها»، «جنگهای جهانی»، «شیوع رجعتها» و «ظهور امام زمان» و قبل از مقاطع «تحولات آسمانی و زمینی بعد از ظهور»، «نابودی بدان و بدیها»، و «برپایی ملک عظیم» 1 قرار دارد ( البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که این حکومت می‌تواند چندین مقطع از مقاطع آخرالزمان را شامل شود و شاید نتوان آن را به یک مقطع زمانی منحصر نمود.) . این حکومت در فضایی شکل می‌گیرد که هنوز دو جبهه حق و باطل وجود دارد. جبهه حق در قالب این حکومت و به رهبری امام زمان (ع) و جبهه باطل نیز به رهبری ابلیس.

با در نظر گرفتن این جایگاه زمانی، می‌توان ویژگیهای زیر را برای این حکومت بیان نمود:

 

3-1 رکن حکومت

در نظام الهي، یعنی آن نظامي که خداوند در قرآن معرفي مي‌کند ، حکومت‌های الهی، پيوسته توسط هاديان حي، تغذیه می‌شوند و بدون حضور یک هادی حی، حکومت الهی دوام نیاورده و زایل می‌گردد. یکی از نمونه‌هایی که قرآن بدان اشاره می‌کند، حکومت سلیمان (ع) است. حکومت سلیمانی تا زمانی که ایشان در قید حیات هستند با کمال قدرت استمرار دارد اما در فاصله کوتاهی پس از فوت ایشان و پس از آنکه زیردستان از مرگ ایشان آگاه می‌شوند، شکوه و عظمت ملک سلیمانی از بین رفته 2 و بلکه قوایی که ایشان در ملک خود بکار می‌برد نیز به حضورشان قائم بوده و پس از ایشان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد (همچون انگشتر و قالیچه)3.

از اینرو وقتی به مقطع برپایی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه می‌کنیم، می‌دانیم که  امام (ع) ظهور کرده‌اند و خود به عنوان هادی حی حضور دارند، لذا حکومت به ایشان قائم بوده و امام (ع) به عنوان رکن حکومت مطرح خواهند بود. علاوه بر این، تمامی نعمات و قوایی که برای اداره چنین حکومتی مورد نیاز است را خداوند از مجرای وجود امام زمان (عج) جاری کرده و توسط ایشان و با اذن ایشان بکار گرفته می‌شود.

 

3-2 هدف از تشکیل حکومت 

3-2-1 تعلیم و تربیت

یکی از دلائل عمده وقوع صحنه‌های آخرالزمان، تعلیم و تربیت پاک‌طینتان و مستعدان لشکر حق است. هر یک از مقاطع آخرالزمان برای یکی از اهدافِ تربیتیِ از پیش تعیین شده الهی، واقع می‌گردد و لذا شناخت این اهداف کمک شایانی به فهم دلیل وقوع مقاطع مختلف آخرالزمان می‌کند. در همین راستا، یکی از اهداف برپایی «حکومت اولیه امام زمان (ع)»، نیز ایجاد بستری مناسب برای آمادگی و تعلیم و تربیت خوبان است و از جنبه‌ای می‌توان گفت که این تعلیم و تربیت جهت آمادگی برای مقاطع بعدی (که شامل تحولات آسمانها و زمین و رویارویی‌های عظیم با جبهه باطل است) می‌باشد. چراکه چگونگی جبهه‌بندی‌ها و نبردهای آن مقطع، با توجه به تغییر قوانین، متفاوت از گذشته بوده و نیاز به آمادگی‌ها و تربیتهای جدیدی دارد.

 

3-2-2 تحقق قسط و عدل

وقتی به احادیث آخرالزمان رجوع می‌کنیم، در بسیاری از آنها وعده داده شده که در زمان حکومت امام زمان (عج) زمین پر از «قسط و عدل» می‌شود، یعنی تحقق قسط و عدل به عنوان یکی از اهداف حکومت امام زمان (عج) مطرح می‌گردد 4 . سؤالی که می‌توان مطرح نمود اینست که،

اولا: معنای این قسط و عدل چیست؟

ثانیا: آیا کاملترین صفتی است که در دوران پس از ظهور جریان دارد، قسط و عدل است؟

 

3-2-2-1 معنای قسط و عدل

معانی مختلفی برای عدل، توسط اندیشمندان ارائه شده است که از آن جمله عبارتند از:

-         اعتدال: یعنی «میانه‌روى، و اجتناب از افراط و تفریط در هر امرى»

-         موزون بودن: یعنى «در هر چیزى عناصر مورد نیاز به‏ قدر لازم (نه به قدر مساوى) وجود داشته باشد. نقطه مقابل عدل به این معنا بى‌تناسبى است، نه ظلم!»

-         مساوات (تساوى و نفى هر گونه تبعیض): یعنى «رعایت تساوى در زمینة‏ استحقاق‌هاى متساوى، نه اینكه هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس‏ به یك چشم نظر شود، كه این عین ظلم است»، بلكه یعنی «رعایت كردن حقوق افراد، و حقّ هر ذى‌حقی را به او عطا كردن».

-         هر چیز در جاى واقعى خود كه مستحقّ آن است قرار گیرد

-         اقامه عدل، همان قسط است

-         عدل، مقابل ظلم است

-         رعایت استحقاق‌ها در افاضه وجود: «هر موجودى، هر درجه از وجود و كمالِ وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت‏ مى‏كند؛ ظلم یعنى منع فیض و امساك وجود از وجودى كه استحقاق دارد.»

-         هر كاری كه خدا انجام دهد عدل است

 

سوال اینست که کدام معنی از معانی فوق جایگاه بهتری برای طرح در آخرالزمان دارد؟ و از جامعیت بیشتری برخوردار است؟

جواب آنکه عدل را به معنای «هر چیزی را در جایگاه خود قرار دادن» در نظر می‌گیریم اما با این توضیح که:

خداوند در ماجرای خلقت آسمان‌ها و زمین برنامه‌ای عقلانی برای سوق دادن و رساندن آنها به عالی‌ترین اهدافِ در آینده یعنی «مُلك كبیر» 5 مدّ نظر داشته است، لذا در قالب این برنامه هر چیز را در جایگاهی قرار داده که آن جایگاه، اَقومِ جایگاه‌ها و بهترین موقعیت برای آن شیء است و اشیاء و اشخاص با قرار داده شدن در این جایگاه‌ها به بهترین وجه ممکن به سوی رشد و کمال حرکت داده می‌شوند. این جایگاه‌ها حقیقتاً در نظام عالم وجود دارند، تمام آیات قرآن نیز حاکی از این مطلب بوده و بلکه دعوت‌کننده به این مهم می‌باشند؛ لذا خداوند می‌فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ» 6 . از این منظر كه بنگریم نظام الهی بر عدل استوار است؛ یعنی هر شیء در مناسب‌ترین شرایط مخصوص به خودش در نظام عالم قرار داده شده است. انسان مختار، باید جایگاهی را که خداوند در عالم برایش در نظر گرفته است بشناسد، سعی کند بر آن مستقر شود، و صادره‌هایش را نیز در جایگاه‌هایی که از او خواسته شده قرار دهد؛ یعنی افکار و امیال و صفات و اعمالش را آنطور که خدا خواسته انجام دهد تا آنها در جایگاه‌های خواسته شده قرار گیرند.

از اینرو در دوران ظهور چون امام زمان(عج) خلیفةالله هستند و از جانب خدا كار انجام می‌دهند، باید مُجری عدالتی باشند كه در قرآن مطرح شده است، اما مُجری عدالت مطروحه در كدام آیه؟ و با چه معنایی؟

1) ایشان بر صراط ‌المستقیم است و دیگران را بر صراط قرار می‌دهد. او بارزترین و عالی‌ترین مصداق این آیه است كه خداوند می‌فرماید: «مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» 7

2) یاوران او نیز باید مردم را به بهترین نحو به سمت ظهور هدایت كرده، و بلكه آنها را به سلامت به بهترین موقعیت‌ها و ارتفاعات ظهور برسانند؛ زیرا خداوند می‌فرماید: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» 8 یعنی: از میان كسانی كه آفریده‏ایم، جماعتی هستند كه مردم را به حق هدایت می‌كنند و و سعی می‌كنند همه چیز را یا همه افراد را در جایگاه‌های حقّی كه خدا برای آنها در نظر گرفته قرار بدهند.

نتیجه آنکه امام زمان (عج) در حکومت اولیه‌ای که تشکیل می‌دهند مقدمات برقراری عدل را برپا کرده و به تدریج افراد به سمت جایگاههایی که خداوند برای آنها و در مسیر صراط المستقیم در نظر گرفته سوق داده می‌شوند. یک مصداق از این جایگاهها همان «امامت و وراثتی» است که خداوند در قرآن بدان وعده داده است 9 که البته این مسئله پس از حکومت اولیه و در زمان ملک عظیم اهل بیت (ع) به طور کامل تحقق می‌یابد.

نکته دیگر اینکه، به طور حتم موانعی بر سر راه تحقق عدالت وجود دارد که بزرگترین آنها ابلیس و ابلیسیان‌اند. با توجه به اینکه در زمان تشکیل حکومت اولیه امام زمان (عج) هنوز بدان و بدیها به طور کامل نابود نشده‌اند، لازم است که پیش از تحقق عدالت، این مانع کنار زده شود. از همینرو «قسط» قبل از «عدل» واقع می‌شود. قسط یعنی «برطرف کردن نقص‌ها، موانع و حجاب‌ها، به منظور برقراری عدل». لذا حکومت اولیه امام زمان (عج) مقدمه‌ای است تا پس از برپایی قسط و نابودی بدان و بدیها، راه رشد و اصلاح برروی انسانها بازگردد و در ملک عظیم، به جایگاههای مد نظر رسیده و عدالت محقق گردد .

 

3-2-2-2 فضل و رحمت؛ غالب بر عدل

در پاسخ به سؤال دومی که ابتدائا مطرح کردیم باید گفت که عدل از اسماء خداوندی است یعنی از عالم اسماء به پایین جریان دارد اما عنصری غالب نیست، بلكه رحمت خدا، منّت خدا، تفضّل توسط خدا، و ... مقوله‌هایی هستند که فوق عدل و غالب برعدل قرار داده شده‌اند. مثلا در قیامت ، رحمت خدا غالب است 10 و در اواخر قیامت و در بهشت ، در فضایی از رحمت ، فضل خداوند غلبه دارد. یعنی قیمت این صفات بیشتر از عدل است. در آخرالزمان و پس از ظهور امام زمان (عج) نیز خداوند دنیا را از ظلم خارج كرده و به تدریج وارد عدل می‌كند اما پس از مدت كوتاهی كه از بهشت ظهور و برپایی ملک عظیم می‌گذرد هرچه سریعتر رحمت و فضل را بر عدل غلبه می‌دهد و بعد از آن دیگر رحمت و فضل است كه در بهشت ظهور پررنگ خواهد بود.

 

3-3 قوانین حکومت؛ قوانین غیر مادی

برای شناخت قوانین جاری در حکومت اولیه امام زمان (عج) می‌بایست به جایگاه زمانی آن توجه کنیم. این حکومت، پس از مرحله ظهور ایشان و پس از مقاطعی است که در سیر رفعت عوالم، عالم دخان و برزخ با عالم مادی ترکیب شده و قوانین برزخی نیز تا حدود زیادی حاکم شده‌اند. لذا می‌توان گفت که بسیاری از قوانین حاکم بر آن حکومت، برزخی هستند و لذا ویژگیهای آن با این قوانین معنا پیدا می‌کند. شواهد بسیاری از احادیث اهل بیت (ع) پیرامون وقایع غیر عادی و عجیب در زمان ظهور وجود دارد که تنها با در نظر گرفتن قوانین غیر مادی قابل توضیح و تفسیر هستند. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 

1- خسف:

یکی از وقایع غیرعادی که در حوالی ظهور امام زمان (عج) اتفاق می‌افتد، خسف است. خسف در این مورد به معنای فرو برده شدن در زمین می‌باشد. در این ماجرای بخصوص که به استناد احادیث چندین مرتبه واقع می‌شود، سپاهیان باطل در مکانهای مختلفی از زمین، فروبرده شده و نابود می‌گردند. این واقعه، مسئله‌ای نیست که بتوان با قوانین مادی و رایج دنیا آن را توجیه کرد. خصوصا اینکه از شواهد و قرائن موجود در احادیث، واقعه خسف را نمی‌توان به مسائلی همچون رانش زمین و زلزله و ... نیز تعبیر نمود. یکی از موارد مشهور خسف در احادیث، «خسف بیداء» است 11 که در آن، بخشی از سپاه سفیانی در بیابان بیداء که سرزمینی میان مدینه و مکه است، به زمین فرو می‌رود و هیچ اثری از آنها باقی نمی‌ماند و تنها 2 نفر از این سپاه زنده می‌مانند که این دونفر هم سرشان به عقب بر می‌گردد تا به عنوان گواهی بر وقوع این ماجرا باشند، و البته خود این مسئله نیز با قوانین دنیایی همخوانی ندارد. 12 اما اگر به این ماجرا از دید قوانین برزخی بنگریم می‌یابیم که کاملا قابل توضیح است. یکی از قوانین رایج در عالم برزخ، که شاید بارها در خواب نیز با آن مواجه شده‌ایم،13 تغییر ناگهانی وضعیت در مکان و حتی زمان است. طبق قوانین برزخی یک کوه به راحتی و سریعا می‌تواند به یک دشت و زمین صاف تبدیل شود و بالعکس و یا زمین به سرعت باز و سپس به حالت اولیه برگردد. یعنی تغییر وضعیت اجسام بر اساس قوانین برزخی به راحتی صورت می‌پذیرد و این مسئله امکان وقوع خسف را نشان می‌دهد.

 

2- مسخ:

در مسخ،14 جسم مادی انسان به شکل حیوان در می‌آید در حالی که شخصیت او حفظ می‌شود. این مسئله نیز با قوانین مادی همخوانی نداشته و قابل توضیح نیست اما براساس قوانین برزخی و یا دخانی ممکن خواهد بود.

 

3- رجعت:

در رجعت، که از مسلمات اعتقادی شیعه است، برای افرادی که در گذشته از دنیا رفته‌اند، یک جسم مادی جدید (که ممکن است به همان شکل قبلی و یا به شکلی جدید باشد) بوجود آمده و جنبه‌های بالاتر فرد (روح، جسم برزخی و ...) از طریق آن جسم مادی به عالم مادی باز می‌گردند.

این مسئله را نیز نمی‌توان با تجربه گذشته بشر و قوانین مادی توضیح داد چراکه عموما افرادی که از دنیا رفته و مدتها از مرگشان می‌گذرد، دیگر توان بازگشت به عالم مادی را ندارند. اما در برخی از مقاطع آخرالزمان و به تدریج با ترکیب عالم مادی و دخان با عالم برزخ و مادی شدن اشیاء و موجودات برزخی، «رجعت کردن»ها شروع شده و به امری شایع تبدیل می‌گردد به نحوی که بسیاری از افراد گذشته، چه خوبان و چه بدان به دنیا رجعت می‌کنند.

 

4- قضاوت و حکم:

یکی از مسائل رایج در حکومت امام زمان (عج)، قضاوت کردن بدون نیاز به شاهد و بینه است که همان روشی است که حضرت داود (ع) نیز استفاده می‌کرد.15 در احادیث نیز وارد شده که امام زمان (عج) به روش داود (ع) حکم می‌کنند و دور از ذهن نیست که روش قضاوت یاوران ایشان نیز به همین صورت بوده و امری نسبتا فراگیر باشد. لذا این سؤال پیش می‌آید که طبق تجربه بشری و قوانین مادی، چگونه می‌توان بدون دلیل و بینه در مورد یک مسئله بدرستی قضاوت نمود؟

اما اگر حاکم بودن قوانین برزخی را در نظر بگیریم، می‌توان گفت در آنصورت به دلیل بروز و ظهور صفات برزخی افراد، صحت و سقم گفتار و رفتار یک فرد از مشاهده صفات ظاهر شده او قابل تشخیص است و لذا نیازی به دلیل و شاهد و بینه در قضاوت وجود نخواهد داشت.

 

5- دیگر تعابیر:

علاوه بر موارد فوق، مسائل دیگری نیز در احادیث ذکر شده که با حاکم شدن قوانین دخانی و برزخی بر عالم مادی قابل توضیح‌اند، مانند:

-         رفت و آمد سریع مردم و حاضر شدن برای اقامه نمازهای یومیه به امامت امام (ع)

-         ارتباط بسیار سریع یاوران با امام (ع) (نگاه به دست راست و دریافت خواست امام (ع))

-         حرکت امام (ع) (و یاوران) بر قبه‌هایی از نور

-         به سخن در‌‌‌آمدن اشیاء

-         و ...

 

3-4 مشمولین حکومت

اگر به جایگاه زمانی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه کنیم، می‌یابیم که این مقطع پس از مراحل «دخان مبین»16 و ظاهر شدن انواع موجودات دخانی شامل اجنه و شیاطین و همچنین شیوع رجعتها و بازگشت کثیری از گذشتگان (چه خوبان و چه بدان) واقع می‌شود، لذا این حکومت در فضایی از حضور تمام این موجودات و افراد واقع می‌شود و می‌توان گفت تمام آنها تحت حکومت امام (ع) قرار می‌گیرند.

البته باید توجه داشت که قرار گرفتن در تحت حاکمیت امام زمان (عج) برای لشگریان حق با علاقه و اشتیاق صورت می‌پذیرد اما لشگریان باطل این مسئله را نخواهند پذیرفت و لذا به تدریج و در طول زمان یا هدایت شده و این حکومت را می‌پذیرند و یا در طی نبردهای بعدی از بین خواهند رفت.

 

3-5 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مقطع ابتدایی دولت حق

طبق احادیث اهل بیت (ع), کل دوره حیات بشر در زمین که از زمان هبوط آدم (ع) آغاز می شود, به دو دوره با عناوین «دولت باطل» و «دولت حق» تقسیم می‌شود. 17 دولت باطل که از همان زمان هبوط آدم (ع) به زمین آغاز می‌گردد، تا زمان ظهور امام زمان (عج) ادامه می‌یابد و در این دوران به طور کلی انسان تحت حکومت ابلیس و ابلیسیان قرار دارد و عموما باطل بر انسانها حاکم است. اما از حوالی ظهور امام زمان (عج)، به تدریج دوران دولت باطل تمام شده و به جای آن دولت حق برپا می‌گردد که دولت حق با حکمرانی اهل بیت (ع) تا قیامت کبری تداوم می‌یابد.

در همین راستا و با استناد به برخی شواهد حدیثی، می‌توان گفت که واژه «دولت» شامل حکومت اولیه امام زمان (ع) نیز می‌شود که در اینجا به دو نمونه اشاره می‌شود:

1- امام باقر (ع) از قول خداوند می‌فرمایند:

... أَنَّ الْمَهْدِيَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِي وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِي وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً... 18

 با توجه به ترتیب عبارات ذکر شده در این حدیث می‌توان بخشی از مراحل آخرالزمان را استخراج نمود. به اینصورت که:

(انتصر به لدینی) – اشاره به غلبه دین اسلام بر تمامی ادیان

(اظهر به دولتی) - ظاهر شدن حکومت اولیه امام زمان (عج)

(انتقم به من اعدائی) - جنگهای عظیم بعد از ظهور و نابودی بدان و بدیها

(اعبد به طوعا و کرها) - اشاره به عبودیت افراد در ملک عظیم

از آنجا که ملک عظیم اهل بیت (ع) زمانی برپا می‌شود که بدان و بدیها نابود شده باشند، لذا منظور از عبارت «دولت» اشاره به حکومتی دارد که قبل از ملک عظیم اهل بیت (ع) تشکیل می‌شود، یعنی همان حکومت اولیه امام زمان (عج).

 

2- در حدیث آمده که:

...  (در مورد والنهار إذا تجلي)، قال: النهار هو القائم عليه السلام منا أهل البيت، إذا قام، غلب دولته الباطل ... 19

در این حدیث نیز عبارت دولت برای زمانی اطلاق شده است که همچنان جبهه باطل وجود دارد و لذا در مورد حکومت اولیه امام زمان (ع) است. یعنی امام (ع) دولتی تشکیل می‌دهند و بر باطل غلبه می‌کنند.

در مجموع با توجه به اینکه در زمان حکومت اولیه امام زمان (عج)، همچنان بدان و بدیها به فرماندهی ابلیس وجود دارند، و دولت باطل هنوز از بین نرفته است. دو حکومت حق و باطل برروی زمین وجود دارند و رفته رفته دولت حق بر دولت باطل غلبه می‌کند. علاوه بر اینکه در مورد تأویل آیه «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» که عنوان می‌شود مربوط به زمان ظهور امام زمان است. می‌توان گفت که با ظهور امام زمان (جاء الحق) و برپایی حکومت اولیه ایشان، مراحل نابودی باطل (زهق الباطل) آغاز می‌شود و تا برپایی ملک عظیم کاملا تحقق می‌یابد.

4- حکومت اولیه امام زمان (عج) از نگاه سنتهای الهی در قوم بنی‌اسرائیل    

یکی از نکات قابل توجه که در احادیث اهل بیت (ع) بدان اشاره شده، تشابه رفتارهای امت اسلام با قوم بنی اسرائیل است. در حدیثی از سیدمان رسول الله (ص) آمده است که مسلمانان، قدم به قدم رفتارهای قوم بنی اسرائیل را دنبال می‌کنند که این مسئله را از آیات قرآن نیز می‌توان برداشت نمود.20 اما جالب‌تر آنست که برنامه‌هایی که خداوند در قوم بنی اسرائیل داشته نیز شبیه برنامه‌هایی است که در اسلام پیاده می‌شود. یعنی نه تنها مسلمانان مانند یهودیان رفتار می‌کنند، بلکه برنامه‌های خداوندی برای مسلمانان نیز شبیه برنامه‌هایی است که در قوم بنی اسرائیل اعمال شده است. نتیجه آنکه، با استفاده از این تشابه می‌توان بسیاری از نکات مبهم آخرالزمان را بدست آورد.

شواهد زیادی از آیات قرآن ، در این ارتباط وجود دارد که در اینجا به دو نمونه می‌توان اشاره نمود:

           

1- استخلاف در زمین:

در آیه 129 سوره اعراف، بنی‌اسرائیل پس از اینکه دچار سختی‌هایی می‌شوند به موسی (ع) می‌گویند:

أُوذينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا

 «پيش از آنكه به سوي ما بيايي آزار ديديم، (هم اكنون) پس از آمدنت نيز آزار مي‏بينيم! (كي اين آزارها سر خواهد آمد؟)»

و موسی (ع) در جواب ایشان می‌فرماید:

قالَ عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ

«اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مي‏كنيد!»

مشابه این موضوع را ما در زمان ظهور امام زمان (عج) داریم، در سوره نور آیه 55، خداوند می‌فرماید:

وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اْلأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

این وعده خداوند است که در زمان ظهور، مؤمنینی که عمل صالح انجام می‌دهند در زمین خلیفه و جایگزین شوند، همانطور که قبلی‌ها جایگزین شدند. حال اگر در نظر بگیریم که سیره خداوندی در قوم اسلام همان سیره خداوندی در قوم بنی‌اسرائیل است، می‌توان گفت که  منظور از قبلی‌ها در آیه فوق همان، قوم بنی‌اسرائیل است که در آیه 129 اعراف بدان اشاره شد؛ یعنی بنی‌اسرائیل از دست فرعونیان نجات داده شده و در زمین جایگزین آنها شدند. امت اسلام نیز پس از ظهور استخلاف داده می‌شوند.

 

2- ارث دادن زمین:

پس از اینکه خداوند در آیه 136 سوره اعراف می‌فرماید،  ما از فرعونیان انتقام گرفته و فرعون را در دریا غرق کردیم، در آیه 137 می‌فرماید:

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اْلأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي بارَكْنا فيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا

«و مشرقها و مغربهاي پر بركت زمين را به آن قومِ به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، ارث داديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه به خرج دادند، تحقّق يافت»

یعنی به قوم بنی‌اسرائیل،(مستضعفین) وعده وراثت زمین داده می‌شود. عین این ماجرا را ما در اسلام درباره ماجرای ظهور داریم، در سوره قصص آیه 5 آمده:

وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ

«ما مي‏خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!»

یعنی وعده وراثت و امامت در زمین به مستضعفین امت اسلام نیز داده می‌شود. لذا می‌توان گفت، ارث دادن زمین سیره خداوندی است که در قوم بنی‌اسرائیل و امت اسلام انجام می‌گردد. با توجه به این سیره می‌توان نحوه وارث شدن مستضعفان در قوم اسلام را با توجه نحوه وارث شدن مستضعفان قوم بنی‌اسرائیل بدست آورد. وقتی به آیه 137 اعراف توجه کنیم می‌یابیم که خداوند بنی‌اسرائیل را وارث شرق و غرب زمین قرار داد و برکت برایشان جاری نمود. اما قوم بنی‌اسرائیل چه زمانی به این موضوع رسیدند؟ بنی‌اسرائیل در زمان موسی (ع)، بعد از اینکه فرعونیان غرق شدند چهل سال آواره شدند، لذا منظور آن زمان نیست. بعد از موسی (ع) در زمان داود(ع)، مقداری از این ماجرا مصداق پیدا می‌کند اما حکومت ایشان یک حکومت کوچک است و نمی‌تواند مصداق کامل آیه فوق باشد. اما در زمان سلیمان (ع) حکومتی بسیار بزرگ در شرق و غرب زمین تشکیل می‌شود و مصداق این وراثت در زمین است. با توجه به این آیه می‌توان دانست که محدوده ملک سلیمانی مشارق و مغارب زمین است. خداوند برکات بسیاری را نیز به ایشان عطا فرموده بود. علاوه بر آن می‌فرماید: وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ ، خداوند بهترین نعمات را در حسن‌ترین وجه بر بنی‌اسرائیل جاری کرده بود، بِما صَبَرُوا ، بخاطر صبری که نسل‌های گذشته از بنی‌اسرائیل داشتند. یعنی گذشتگان از بنی‌اسرائیل یا نسل‌های اول تا چندم بنی‌اسرائیل از زمان موسی (ع) تا زمان طالوت (ع) صبر را انجام داده بودند و خداوند ملک را در نسل‌های بعدی قرار داد، عین این ماجرا را خداوند در اسلام قرار داده، از زمان حضرت رسول‌الله (ص)، اهل بیت (ع) و شیعیان ایشان سختیها و مصائب زیادی را متحمل شدند، و بر نسل‌هایی که در آخرالزمان هستند ملک جاری می‌شود، زمین در آن زمان به مستضعفین ارث داده می‌شود، به همان صورتی که بر سلیمان (ع) جاری شد.

البته باید توجه داشت که سیره خداوندی در امت اسلام که همان سیره در قوم بنی‌اسرائیل است، در مقیاسی بزرگتر و در افرادی با شأن بالاتر جاری می‌گردد. مثلا ملک سلیمانی در زمان امام زمان (عج) نیز جاری می‌شود اما هم شأن امام زمان (عج) از سلیمان (ع) بالاتر است و هم کیفیت و کمیت ملک مهدی (عج) از ملک سلیمان (ع) بسیار بهتر و بیشتر است. اگر ملک سلیمانی در مشارق و مغارب زمین برپا شد، ملک مهدی (عج) در جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ21 واقع می‌شود که بسیار بزرگتر است.

4-1 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مشابه حکومت داود (ع)

با در نظر گرفتن مطالب قبل، حال اگر بخواهیم تشابه حکومت اولیه امام زمان (عج) را با یکی از مقاطع سیر قوم بنی‌اسرائیل بررسی نمائیم، می‌توان گفت که این حکومت مشابه حکومتی است که در زمان داود (ع) تشکیل می‌شود، یعنی حکومتی کوچک و مقدماتی پس از ماجرای طالوت (ع) و پیش از برپایی ملک سلیمان (ع). حکومت اولیه امام زمان (عج) نیز به عنوان یک حکومت مقدماتی پس از ماجرای ظهور و پیش از برپایی ملک عظیم اهل بیت (ع) واقع می‌گردد.

تشابه ماجرای حضرت داود (ع) با حکومت امام زمان (عج) و رفتارهای ایشان را می‌توان از طریق آیات قرآن و احادیث بررسی نمود. موارد این تشابه عبارتند از:

 

1- حکومت داود (ع)

در زمان داود (ع) و قبل از برپایی ملک سلیمان (ع)، بنی‌اسرائیل به حکومت رسیدند اما یک حکومت کوچک و اولیه. پس از ظهور و قبل از برپایی ملک عظیم نیز امام زمان (عج) حکومتی اولیه تشکیل می‌دهند تا مقدمات برپایی ملک فراهم گردد. اما همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره شد، شأن افراد و مقیاس‌ها در امت اسلام بزرگتر از قوم بنی‌اسرائیل است یعنی هم شأن امام زمان (عج) بسیار بالاتر از داود (ع) است و هم حکومت ایشان بزرگتر و قویتر.

2- خلافت داود (ع)

خداوند در سوره ص آیه 26، حضرت داود (ع) را به عنوان خلیفه خود در زمین مطرح می‌فرماید22 و سپس از ایشان می‌خواهد که بین مردم به حق حکم کند. امام زمان (عج) نیز در زمان ظهور به عنوان خلیفه خداوند مطرح می‌شوند و از مردم خواسته می‌شود که از ایشان تبعیت کنند23 و ایشان نیز بین مردم به حق حکم خواهند کرد. اما این خلافت برای داود (ع)، به استناد آیه 24 سوره ص24 ، «خلافت رب» است و برای امام زمان (عج) «خلافت الله». یعنی شأنیت بالاتر در خلافت نیز رعایت شده است.

 3- حکم داودی (ع)

براساس آیه 251 سوره بقره، خداوند به داود (ع) حکم (حکمه) و علم عطا می‌کند و ایشان نیز بر آن اساس بین مردم حکم می‌کند.25 اما روش حکم کردن حضرت داود (ع)، روش خاصی بود به نحوی که ایشان بدون بینه و دلیل در مورد افراد حکم می‌کردند. در مورد امام زمان (ع) نیز آمده است که روش حکم کردن ایشان همانند داود (ع) است، یعنی بدون نیاز به شاهد و بینه و با علم و الهام الهی حکم می‌کنند.26 البته شاید بتوان گفت این تشابه در نحوه حکم کردن امام زمان (عج) با داود (ع)، به کل حکومتداری مربوط گردد یعنی حکومت اولیه امام زمان (عج) همچون حکومت داود (ع) است.

 4- تسخیر اشیاء و موجودات برای داود (ع)

در آیات مختلفی از قرآن، آمده است که جمادات و موجوات به تسخیر حضرت داود (ع) بودند و یا به همراه ایشان به تسبیح خداوند می‌پرداختند.27 در زمان ظهور نیز با ظاهر شدن ملائکه و اجنه و دیگر موجودات، همه در خدمت امام (ع) خواهند بود. نمونه بارز آن حضور ملائک مقرب، جبرئیل و میکائیل (ع) در زمان ظهور است که اولین بیعت کنندگان با امام زمان (عج) خواهند بود. علاوه بر آن اشیاء و جمادات نیز به سخن در می‌آیند و در خدمت لشگر حق هستند.

علاوه بر موارد فوق، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است:28

... و أنزل الله تبارك و تعالى عليه الزبور و علمه صنعة الحديد فلينه له و أمر الجبال و الطير أن تسبح معه و أعطاه صوتا لم يسمع بمثله حسنا و أعطاه قوة في العبادة و أقام في بني إسرائيل نبيا و هكذا يكون سبيل القائم ع له علم إذا حان وقت خروجه انتشر ذلك العلم من نفسه و أنطقه الله عز و جل فناداه اخرج يا ولي الله فاقتل أعداء الله و له سيف مغمد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلك السيف من غمده و أنطقه الله عز و جل فناداه السيف اخرج يا ولي الله فلا يحل لك أن تقعد عن أعداء الله فيخرج ع و يقتل أعداء الله حيث ثقفهم و يقيم حدود الله و يحكم بحكم الله عز و جل ...

... و خداوند تبارک و تعالی بر ایشان زبور را نازل فرمود و به ایشان صنعت آهن را تعلیم داد و آن را برای او نرم گردانید و به کوهها و پرندگان امر نمود که همراه او تسبیح گویند و به او صدایی عطا فرمود که خوشتر از آن شنیده نشود و به او قوت عبادت عطا نمود و پیامبری را در بنی اسرائیل قرار داد و همینگونه است روش قائم (ع)، برای ایشان علمی است که در زمان خروجش آن علم از نفسش منتشر شده و خداوند عزوجل آن را به سخن می‌آورد و او را ندا می‌دهد که خارج شو ای ولی الله و دشمنان خدا را بکش و او شمشیری غلاف شده دارد که در هنگام خروج او شمشیر از غلاف خود خارج شده و خداوند عزوجل آن را به سخن در می‌آورد و شمشیر ندا می‌دهد که ای ولی الله بر تو حلال نشده که از دشمنان خداوند عقب بیافتی پس ایشان خروج می‌کند و دشمنان خدا را هر جا که بیابد می‌کشد و حدود الهی را برپا می‌دارد و به حکم خداوند عزوجل حکم می‌کند ...

 

در این حدیث، امام صادق (ع) با اشاره به عطای نعمات مختلف به داود (ع) از جانب خداوند، می‌فرمایند که روش کلی امام زمان (عج) نیز همان روش داود (ع) است.

4-2 اشاره به حکومت امام زمان (عج) در زبور داود (ع)

در زبور داود (ع) نیز به دفعات از حکومت امام زمان (عج) نام برده شده است. در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود:

              

1- حکومت صالحان در زمین

خداوند در سوره انبیاء ، آیه 105 می‌فرماید:

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ

در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‏ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد!»

در احادیث آمده است که منظور از بندگان صالح، امام زمان (عج) و یاوران ایشان است.29

 

2- مناجات حضرت داود (ع) و بشارت به امام زمان (عج)

در سفر 71‌ام از زبور، مناجاتی از حضرت داود (ع) بیان شده که در آن ایشان به ظهور امام زمان (عج)، برپایی دولت ایشان، تحقق قسط و عدل و نابودی دشمنان ایشان بشارت می‌دهد. بخشی از این مناجات به شرح زیر است:30

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 17:53  توسط مجید شصتی کریمی   | 

جمعه و....گذشت..الهی فقط زخم روی زخم شد... گذشت .

اعوذ بالله من شرنفسی و من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

انا لله و انا الیه راجعون
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
.:: نشان حک شده روی قلبم  ::.
السلام علیک یا صاحب العصر والزمان ادرکنا

سلام

سلام و درود خداوند بر محمد و آل محمد (ص)

الهی چه زود گذشت روزها ...

الهی ، ماه رمضونت هرچی دورتر میشه اللهی تو از من دور نشو !

الهی ، مگه قرار نبود تو که برای من هستی من هم برای تو باشم !

الهی ، قرار من با تو این شد که تو همه جا هستی چرا تو قلبم نباشی !پس چی شد؟

الهی، من که خواستم تو درقلبم باشی!

الهی ،خسته شدم از این دنیا !

اللهی ،فریاد از این دنیا!

الهی ، به حرمت اشک شدم خسته از این دنیا!

الهی، نکنه امتحانی سخت ازم بگیری !

الهی ، من ضعیفم تو قوی ! به من رحم کن!

الهی ، نکنه من از چشمت بیفتم !

الهی ، روی خودتو از من برنگردون!

الهی، من ذلیلم ...تو که خوب بلدی عزت ببخشی !

الهی ، تو که خوب بلدی عزت مندان رو خوار کنی !

الهی ، یه کاری کن هیچ وقت غیر تو چیز دیگه ای نبینم ! آه

آه ، الهی .............

الهی ، سلام تو بر خاندان پاک و مطهرت

الهی، که من برای تو باشم ...برای تو بمیرم  

الهی ، دلتنگتم !

الهی..... خسته ام ....خسته ام ..

الهی این جمعه هو روزها ی گذشته هم ، گذشت ! چی شد !

الهی فقط زخم روی زخم شد... گذشت . 

الهی، با صدای بلند فریاد !!! که باز هم تو هوای ما بیچاره ها رو داشته باشه .

/////////////////////////////////////////////////////////

یا ابا عبدالله، آقاجان دلتنگتم ....

//////////////////////////////////////////////////////////
ایستگاه صلواتی،صلوات
التماس التماس التماس دعا برای فرج آقا امام زمان روحی و ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 11:11  توسط مجید شصتی کریمی   | 

ولادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه مبارک باد


ولادت حضرت معصومه (ع)

مبارک

__________________
ما که میترسیم از هجرت دوست
کاش میدانستیم
روزگاری که به هم نزدیکیم
چه بهایی دارد؟ !!!
کاش میدانستیم
که سفر یعنی چه!!!؟
وچرا مرغ مهاجر وقت پرواز
به خود میپیچد...
  
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 16:40  توسط مجید شصتی کریمی   | 

غربت و غيبت امام عصر(عج) در شعر فارسي

غربت و غيبت امام عصر(عج) در شعر فارسي

ماجراي غربت و غيبت حضرت ولي عصر(ع) به عموم مردم اختصاص نداشت. آقاي عالميان، حضرت مهدي « روحي وارواح العالمين له الفدا» بين شاعران و هنرمندان و ادبيان اين مرز و بوم نيز غايب بود. به طور تقريبي مي توان گفت عليهم السلام 1200 سال از عمر با برکت شعر پارسي مي گذرد در طول اين مدت طولاني، ديوان­هايي که به زبان و قلم شاعران ايران زمين سروده و به جامعه بشر اهدا شد، به صدها هزار مي رسد. ميليون ها بيت در قالب زيباترين احساسات و عواطف و در هنري ترين جامه سروده، و به هنر دوستان و انسان­هاي با ذوق تقديم شد.

حال اگر بخواهيم ردپاي فرهنگ مهدويت وانتظار مهدوي(عج) را در شعر پارسي بجوييم و نظارگر سيماي مبارک امام زمان (عج) در ديوان هاي شاعران پارسي زبان باشيم، هرگز به آرزوي ناب خود نخواهيم رسيد و هرگز به ديدن سيماي مبارک حضرت ولي عصر(عج) در شعر پارسي موفق نخواهيم شد.

در طول 1200 سال، ادبيات بسيار کمي به امام عصر(عج) اختصاص داده شده و اگر هم نام مبارک « مهدي» عجل الله تعالي فرجه الشريف در شعر پارسي بيش از انقلاب اسلامي، چشم شما را مي نوازد، يادمان باشد، شاعران از اين نام به صورت« سمبل» صلح و آشتي بهره برده اند و اين اسم شريف، اشاره به امام زمان(عج) نيست.

حکيم نظامي گنجوي يکي از بزرگ­ترين شاعران نام آوري است که چشم جهانيان مانند او، کمتر ديده است. او زيباترين و قوي ترين آثار عاشقانه و انساني را در قالب اشعار غنايي سروده ، و نام خود را نزد اهل عالم به نيکي يادگار گذاشته است. او در اشعارش به حضرت مهدي(عج) هيچ اشاره مستقيم و خاصي نکرده؛ ولي در عوض، ممدوح خود« شاه مظفر قزل ارسلان» را در جايگاه مهدي زمانه خويش به جهانيان معرفي کرده است.

شه مشرق که مغرب را پناه است

قزل شه کافسرش بالاي ماه است

چو مهدي گره شد مغرب و تاقش

گذشت از سر حد مشرق، يناقش

نگينش گرنهد يک نقش بر مردم

خراج از چين ستاند، جزيه از روم[1][1]

عطار نيشابوري، يکي از بزرگ­ترين شاعران عارف سرزمين ما است. او نيز گراسنگ ترين اشعار فارسي را به جامعه بشري اهدا کرده است. آثار او جزو مهم­ترين ديوان­هاي عرفاني نزد صاحب دلان ياد مي شود. آن بزرگوار، از حضرت مهدي(عج) سخن گفته؛ ولي فقط چند بيت از هزاران ابياتش را به امام زمان(عج) اختصاص داده است عليهم السلام

صدهزاران اوليا روي زمين

از خدا خواهند مهدي را يقين

يا الهي! مهديي از غيب آر

تا جهان عدل گردد آشکار

مهدي و هادي و تاج انبيا

بهترين خلق و برج اوليا

اي توختم اوليا اندر جهان

در همه جان ها نهان چون جان جان[2][2]

شاعراني چون جناب حافظ و ملامحسن فيض کاشاني ،حسابشان از ديگر شاعران جدا است و ان شاء الله در آينده از اين دو عارف شاعر، سخن خواهيم گفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 10:25  توسط مجید شصتی کریمی   | 

ولادت باسعادت كوثر هميشه جاري كوير قم، حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها را تبريك مي گوييم

زيارت بانوي مکرم اسلام حضرت فاطمه معصومه (س) 

 

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش

 حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است. 

 

مظهر فضايل

 حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

 

مقام علمي حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

    

فضيلت زيارت

 دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

 

برگزيدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت  به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش  مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

 

زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات

 درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

 

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع  آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

 

امام رضا (ع) و لقب «معصومه»

 حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

 

کريمه اهل بيت

 حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

 

القاب حضرت معصومه (س)

 به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)،  حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 

شفاعت حضرت معصومه (س)

 بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

 

سرّ قداست قم

در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.  

 

محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

 مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

  

سرآمد بانوان

 فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

   

فضيلت بي نظير 

 شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند:  «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست».  بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

  

بوي وصال

 بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.

 

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو           ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين          ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

غروب غمگين

حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قيد حيات بود و سپس دعوت حق را لبيک گفت و به سوي بهشت برين پرواز کرد. اين حادثه در سال 201 هجري رخ داد. سلام بر اين بانوي بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اينک آفتاب حرم باصفايش، زمين قم را نوراني کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پيام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتي. اي فاطمه! در روز قيامت، شفيع ما باش که تو در نزد خدا، جايگاهي ويژه براي شفاعت داري.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 17:30  توسط مجید شصتی کریمی   | 

رجعت امام حسین علیه السلام

اعتقاد به رجعت، یکی از ویژگیهای مکتب اهل بیت و تشیع است که برخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام را با گروهی از مومنان و پاکان و برخی از ستمگران و جنایتکاران مخصوصا ظلم کنندگان به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و سید الشهدا علیه السلام را پس از مرگ دوباره قبل از روز قیامت زنده می کند و به این دنیا بر می گرداند تا بندگان شایسته خداوند و مومنین از این ستمگران که دشمنان خداوند می باشند پیش از عذابی که در آخرت بر ایاشان مهیا شده در همین دنیا انتقام بگیرند.
زمان این رجعت با ظهور سرور آفرین حضرت بقیت الله الاعظم حجت بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شروع می شود و اول کسی که به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام می باشد التبه مناسب است پیش از آنکه رجعت حسینی علیه السلام که موضوع این فصل است را مطرح کنیم در رابطه با اصل رجعت و بعضی از زوایای آن نکاتی را متذکر شویم .
1_ مراد از رجعت آن است که قبل از معاد و پیش از روز قیامت، بدن هایی که روح از آنها جدا شده است، دو مرتبه روح به همان بدنها بر گردد و آن فرد مرده با همان بدنی که قبلا در او روحش بوده زنده شود لذا اعتقاد به رجعت با مساله حلول و تناسخ فرق دارد زیرا تناسخ و حلول عبارت است از وارد شدن روح در بدن انسان دیگر یا حیوانی و ما این را رجعت نمی گوئیم .
2_ رجعت یک امر ممکن بوده و کسی که امکان او را انکار کند، قدرت بی پایان خداوند را محدود کرده، و منکر توانایی پروردگار است، لذا می گوئیم خداوندی که قدرت دارد که در روز قیامت همه ما را زنده کند می تواند در همین دنیااشخاص مرده را دو مرتبه زنده کند و به آن حیات ببخشد (أَلَیْسَ ذَلِکَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن یُحْیِیَ الْمَوْتَى) آیا او (خداوند) توانایی زنده کردن مرده را ندارد؟
3_ علاوه بر ممکن بودن برگشت روح به بدن، این مطلب در امتهای گذشته به شهادت قرآن مجید واقع شده است، قرآن در چندین آیه مبارکه جریاناتی را بیان فرموده که حاکی بر وقوع رجعت بوده است . و اساسا مگر مهمترین معجزه حضرت عیسی علیه السلام زنده کردن مردگان نبوده است؟ !! پس برگشت روح به بدن قبلی خود، هم ممکن بوده و هم به وقوع پیوسته است.
4_ علاوه بر احادیثی که رجعت را بیان فرموده در قرآن مجید نیز راجع به زنده شدن بعضی از انسانها پیش از روز قیامت نیز مطلب آمده که به عنوان نمونه در آیه مبارکه 83 سوره نمل چنین می خوانیم (وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ یُوزَعُونَ) یعنی روزی که از هر امتی گروهی را محشور می کنیم.
در روایت آمده که شخصی به امام صادق علیه السلام عرض می کند که عامه این آیه را در رابطه با روز قیامت می دانند، حضرت صادق علیه السلام بدین مضمون به او فرمودند: آیا خداوند در روز قیامت از هر امتی تنها گروه و عده ای را محشور می کند و بقیه را رها نموده و محشور نمی کند؟! نه، این چنین نیست، بلکه این آیه مربوط به رجعت بوده که تنها بعضی محشور می شوند اما آیه ای که در مورد روز قیامت است فرمایش دیگر خداوند متعال است که در آیه ای از قرآن می فرماید (و حشرنا هم فلم نغادر منهم احدا) یعنی آنان را محشور کرده پس احدی رادر این محشور شدن ترک نمی کنیم و همه را زنده می کنیم.
5_ رجعت برای همه انسانها نبوده بلکه بعضی در رجعت به دنیا بر می گردند:
در روایتی امام صادق علیه السلام فرموده اند: که ان الرجعة لیست بعامة و هی خاصة یعنی که رجعت عمومی نیست بلکه عده ای در رجعت باز می گردند.
6_ اصل رجعت از روایات معتبره ثابت می شود گرچه در خصوصیاتش مطالبی است که از حوصله این مقاله و موضوع آن خارج است.

بعد از این نکات زمان آن رسیده که وارد بحث شویم و رجعت حسینی را به صورت دسته بندی و شماره گذاری بیان نمائیم:
1_ خبر دادن خداوند تولد و شهادت و رجعت امام حسین را قبل از تولد به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم .
در روایتی آمده که خداوند پیش از آنکه امام حسین علیه السلام متولد شوند، به پیامبر اکرم بشارت تولد آن وجود مبارک را داد، و خبر داده که نسل امامت تا روز قیامت از امام حسین علیه السلام می باشد، آنگاه پیشامدهای ناگوار و شهادت، امامت را در فرزندان و نسل او قرار داده در دنبال این مطالب روایت این گونه آمده که و اعلمه انه یقتل ثم یرده الی الدنیا و ینصره حتی یقتل اعداءه و یملکه الارض یعنی خداوند متعال پیامبر اکرم را آگاه ساخت که بعد از شهادت امام حسین را دوباره به این دنیا بر می گرداند و او را یاری کرده تا حضرتش دشمنان خود را بکشد و از بین ببرد و مالک تمام زمین شده و بر سراسر آن فرمانروائی کند.
2_ امام حسین علیه السلام نخستین کسی که رجعت می کند
از بررسی چندین روایت که در مورد رجعت آمده استفاده می شود که اولین کسی که به این دنیا باز می گردد و رجعت می کند امام حسین علیه السلام است . امام صادق فرمودند اول من تنشق الارض عنه و یرجع الی الدنیا الحسین بن علی علیه السلام یعنی نخستین کسی که زمین از برای وی شکافته می شود و به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام است.
3_ گفتگوی امام حسین علیه السلام با اصحاب با وفایش در رابطه با شهادت و رجعت خود
امام باقر علیه السلام می فرماید: پیش از آنکه امام حسین شهید شوند به اصحاب خود فرمودند: رسول خدا به من فرمودند: یا بنی انک ستساق الی العراق و انک تستشهد و یستشهد معک جماعة من اصحابک یعنی ای فرزندم همانا تو را به عراق روانه می کنند و تو در آنجا با گروهی از یاران و اصحاب شهید می شوی . در دنباله همین روایت در فراز دیگری از آن دارد که قال امکث ما شاء الله فاکون اول من تنشق عنه الارض یعنی بعد از شهادت تا مدتی که خدا بخواهد می مانم سپس اولین کسی هستم که زمین برای او شکافته می شود و (رجعت می کنم)
4_ رجعت امام حسین علیه السلام با اصحاب با وفایش
امام صادق علیه السلام فرمودند: امام حسین با هفتاد تن از یاران و اصحابشان که با حضرت در کربلا شهید شده بودند به دنیا بر می گردند و رجعت می کنند.
5_ رجعت امام حسین علیه السلام با 75 هزار نفر
امام صادق علیه السلام فرمودند: اول من ینغض عن راسه التراب الحسین بن علی علیه السلام فی خمسة و سبعین الفا نخستین کسی که سر از خاک بر می دارد حسین بن علی علیه السلام است که با هفتاد و پنج هزار نفر رجعت می کند البته در بحار همین روایت را از کتاب دیگری نقل نموده که در آنجا به جای 75 هزار نفر 95 هزار نفر را ذکره نموده.
6 _ رجعت امیر المؤمنین با امام حسین علیه السلام برای انتقام گرفتن از دشمنان
امام باقر علیه السلام فرمودند: ان لعلی علیه السلام الی الارض کرة مع الحسین یقبل برایته حتی ینتقم من بنی امیة و معاویة و آل معاویة یعنی برای امیر المؤمنین علیه السلام رجعتی است که با امام حسین علیه السلام بر می گردد که با پرچم امام حسین می آید تا از بنی امیه و معاویه و آل معاویه انتقام بگیرد.
7_ رجعت یزید پلید و اصحابش برای انتقام گرفتن از این پلیدها
امام صادق علیه السلام فرمودند: ان اول من یکر الی الدنیا الحسین بن علی و اصحابه و یزید بن معاویه و اصحابه فیقتلهم حذو القدة بالقذة یعنی اولین کسی که به دنیا بر می گردد امام حسین علیه السلام و اصحاب او، و یزید بن معاویه و اصحاب اوست، آنگاه او (حسین) همه آن دشمنان را می کشد.
8_ طولانی بودن عمر امام حسین علیه السلام در رجعت
امام صادق در ابتدای سوره اسرا می فرمایند: ان اول من یکر فی الرجعة الحسین بن علی یمکث فی الارض اربعین الف سنة حتی یسقط حاجباه علی عینیه من کبره یعنی اول کسی که در رجعت بر می گردد حسین علیه السلام است، چهل هزار سال در این رجعت در زمین می ماند تا اینکه از کثرت طول عمر، ابروهای حضرت به روی چشمهایش می افتد.
9_ امام حسین علیه السلام امام زمان علیه السلام را غسل می دهد و کفن می نماید و به خاک می سپارد:
در یک فراز ار روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: فاذا استقرت المعرفة فی قلوب المؤمنین انه الحسین علیه السلام جاء الحجة الموت، فیکون الذی یغسله و یکفنه و یحنطه و یلحده فی حفرته الحسین بن علی علیهما السلام و لا یلی الوصی الا الوصی یعنی هنگامی که حضرت امام حسین علیه السلام در رجعت به مومنین معرفی شده و دیگر تردیدی در مورد آن حضرت باقی نماند که او امام حسین است، اجل حضرت حجت بن الحسن علیه السلام می رسد و دیده از جهان می بندد، آن گاه امام حسین آن حضرت را غسل داده و کفن و حنوط می نماید و به خاک می سپارد و هرگز امام را غیر از امام غسل نمی دهد.

منابع:
تفسیر برهان
بحار الانوار
الایقاظ من الهجعه
تفسیر قمی

                                                                                               خادم العباس

                                                                                        مجید شصتی کریمی

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 10:22  توسط مجید شصتی کریمی   | 

یا رحمن و یا رحیم

تنهایی
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 19:20  توسط مجید شصتی کریمی   | 

احادیثی از امام زمان (عجل الله)

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):

 

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

 

إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ.

 

فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم و ياد شما را از خاطر نبردهايم، كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ريشه كن میكردند.

از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

----------------------------------------------------------

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

 

فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.

 

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك میسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمیدهد.

----------------------------------------------------------

3- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

 

فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.

 

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد.

مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

4- تحقّق حتمى حقّ

 

أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ.

 

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

5- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

 

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ

 

بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ.

 

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانىاش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمیدانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

6- ظهور حقّ

 

إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.

 

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گوييم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از ميان خواهد رفت و خفقان از [سر] شما برطرف خواهد شد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

7- تفتيش ناروا

 

مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَكَ.

 

حضرت مهدى(عليه السلام) در خصوص كسانى كه در جستجوى او بودهاند تا به حاكم جور تحويلش دهند فرموده است: آن كه بكاود، بجويد و آن كه بجويد دلالت دهد و آن كه دلالت دهد به هدف رسد و هر كه [در مورد من] چنين كند، شرك ورزيده است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

8- ظهور حقّ به اذن حقّ

 

فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِكْرُهُ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا.

 

ظهوریست، مگر بهاجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جور و ستم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

9- مدّعيان دروغگو

 

سَيَأْتى إلى شيعَتى مَنْ يَدَّعِى المُشاهَدَةَ.

 

أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيانى وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيم.

 

آگاه باشيد به زودى كسانى ادّعاى مشاهده (نيابت خاصّه) مرا خواهند كرد.

آگاه باشيد هر كس قبل از «خروج سفيانى» و شنيدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا كند دروغگو و افترا زننده است; حركت و نيرويى جز به خداى بزرگ نيست.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

10- دنيا در سراشيبى زوال

 

إِنَّ الدُّنْيا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوكُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِكِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْياءِ السُّنَّةِ.

 

دنيا فنا و زوالش نزديك گرديده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و ميراندن باطل و زندهكردن سنّت، دعوت مىكنم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

11- ذخيره بزرگ

 

أَنَا بَقِيَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخيرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهيمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ).

 

من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

12- حجّت خدا

 

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ.

 

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آينه تمام شكّها را از بين مىبرديم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

13- عطسه، نشانه سلامت

 

أَلا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَيّام.

 

نسيم، خدمتكار حضرت مهدى(عليه السلام) گويد: آن حضرت به من فرمود:آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى.

فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

14- نماز، طردكننده شيطان

 

ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّيْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ.

 

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمىمالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

15- اذن مالك

 

لا يَحِلُّ لاَِحَد أَنْ يَتَصَرَّفَ فى مالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ.

 

تصرّف در مال هيچ كس بدون اجازه او جايز نيست.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

16- استعاذه به خدا

 

أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ.

 

پناه به خدا مىبرم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و

از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنهها.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

17- اسوه هاى حقيقت

 

إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لا يَقُولُ ذلِكَ سِوانا إِلاّ كَذّابٌ مُفْتَر.

 

حقّ با ما و در ميان ماست، كسى جز ما چنين نگويد، مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

18- ظهور فَرَج به اذن خدا

 

وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.

 

وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَيْنَ(عليه السلام) لَمْ يُقْتَلْ، فَكُفْرٌ وَ تَكْذيبٌ وَ ضَلالٌ.

 

امّا ظهور فرج، موكول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست.

و امّا گفته كسانى كه پنداشتهاند امام حسين(عليه السلام) كشته نشده، كفر و دروغ و گمراهى است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

19- شناخت خدا

 

إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فىجِسْم«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّميعُالْعَليمُ».

 

همانا خداوند متعال، كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمى هم حلول نكرده، «چيزى مثل او نيست و شنوا و داناست».

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

20- ائمّه(عليهم السلام) دست پروردههاى پروردگار

 

إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَيْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ يُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا.

 

خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چيزى نياز نداريم، و حقّ با ماست.

اگر كسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ايجاد نمىشود، ما دستپروردههاى پروردگارمان، و مردمان، دست پروردههاى ما هستند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

21- دانش حقيقى

 

أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَيْكُمْ مِنْ كُفْرِ مَنْ كَفَرَ.

 

دانش، دانشِ ماست، از كفرِ كافر، گزندى بر شما نيست.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

22- اتّفاق و وفاى به عهد

 

لَوْ أَنَّ أَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْيمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.

 

اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد واتّفاق مىداشتند و عهد و پيمان را محترم مىشمردند، سعادت ديدار ما به تأخير نمىافتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مىشدند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

23- پيروان نادان

 

قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّيعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دينُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ.

 

حضرت مهدى(عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرمودهاند:نادانان و كمخردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكمتر است، ما را آزردند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

24- بيزارى از غاليان

 

أَنـَا بَرىءٌ إِلَیاللّهِ وَ إِلیرَسُولِهِ مِمَّنْ يَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ نُشارِكُهُ فیمُلْكِهِ أَوْ يُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِيَهُ اللّهُ لَنا.

 

من از افرادى كه مىگويند: ما اهل بيت ]مستقلاًّ از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند[ غيب مىدانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريكيم، يا ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مىبرند، نزد خدا و رسولش، بيزارى مىجويم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

25- سجده شكر

 

سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها.

 

سجده شكر از لازمترين و واجبترين مستحبّات است.

                                                            

                                                                                         خادم العباس

                                                                                   مجید شصتی کریمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 18:28  توسط مجید شصتی کریمی   |